تبليغاتX
معرفی گروه تاتر نیلوفر
معرفی گروه تاتر نیلوفر
معرفی اعضا شرح نمایشنامه ها بازیگران نمایشها و غیره
بعله مدتهاست یعنی از وقتی که از ایران رفتم تو این وبلاگ چیزی ننوشتم یه دفعه دلم خواست بنویسم

خوب از خاک و خون به اینور که دیگه کار نکردیم دلهامون هم گرفته ولی شاید هم دیگه نتونیم تاتر کار کنیم خیلی چیزها رو ت اونیکی وبلاگ گه گاه مینویسم ولی خوب ...

الان چند تا نمایشنامه و فیلمنامه آماده دارم که نمیدنم با این شرایط میشه باز کار کنیم یا نه بچه ها هم که همه یه جورایی د رگیر شدن

2 نوشته شده در  دوشنبه 1386/02/31ساعت 3:52 قبل از ظهر  توسط باباجون | 
خاک و خون

    

هنگامی که مرزها شکسته میشوند

مرزبانان میمیرند

شمشیرها در نیامند و مردان بر دار

آنهنگام که سیل خون در رودها روان میشود و گردباد فریادها در کوهستان

زنجیر بر دستان گردان وپهلوانان و یوغ بر گردن سرداران و جنگاوران

پرتوی از خورشید روح نیاکان ایران زمین را بیدار میکند

و کودکی از خاک و خون این سرزمین چون غنچه ای میشکفد

که شمشیرها از نیام بیرون میکشد و زنجیرها را میگسلاند

وایران چون پیش زیر سایه فرزندانش آرام میگیرد

 

 

شاهرخ شاهزاده ایرانی همسرش گلشاد  را در حمله مغول از دست میدهد پشوتن برادرگلشاد او را به پیوستن به جلال الدین دعوت میکند که او از همگام شدن با وی سر باز میزند زیرا او را بانی کشته شدن گلشاد میداند زیرا دروازه های شهر را پشوتن بر مغولان گشوده 

پشوتن به او میگوید که در پی یاسا نامه ای که بشکل امان نامه از طرف مغولان برایه او خوانده شده فریب خورده و اینکار را کرده است اما باز هم شاهرخ با او همراه نمیشود و توسط مغولان اسیر میشود

شاهرخ را بدیدار تموچین میبرند که در پی جلال الدین خوارزمشاه است  او زیر شکنجه تاب نمیاورد و بدروغ میگوید که جلال الدین به مرو رفته است تموچین او را در چاه میاندازد

در چاه او با جادوگری ملاقات میکند....

 

خاک وخون  نویسنده و کارگردان :مجتبی خوش صفت

دستیار نویسنده و کارگردان: لیلی عباسی

بازیگران : مجتبی خوش صفت

              حامد ترابی

آهنگساز رضا عباسی                        نوازندگان     : حامد مردانی                قادر شهسواری

                                                                      موحد فرخ نیا

مدیران صحنه      : سیامک مخزنی

                          امیر توحیدی

                         مهیارافرا 

                          مصطفی چیت ساز

طراح صحنه: مجتبی خوش صفت

اجرا صحنه و آکساسوار: لیلی عباسی               سما صالحیان                          امیر عزیزی

                               امیر سماوات               مسعود دولتیاری                        سیما پی نبرد

                               راضیه پاشایی          

طراح نور و اجرا: امیر عزیزی

صدا و عوامل فنی : مسعود دواتیاری

طراح لباس : لیلی عباسی

اجرای لباس: مهدی رحمتی

طراحان پوستر و بروشور: راضیه پاشایی              سیما پی نبرد

جوایز

اول نویسندگی          اول بازیگری مرد            سوم بازیگری مرد

اول موسیقی             اول طراحی لباس            سوم کارگردانی

 

 

زمان ۷ الی۱۰ مهر ۱۳۸۴

جشنواره استانی همدان       ( مجتمع ابن سینا)   هفدهمین جشنواره تاتر استانی سراسر کشور

 

                              

2 نوشته شده در  جمعه 1384/09/11ساعت 3:24 قبل از ظهر  توسط باباجون | 
راز سنگ
راز سنگ

نویسنده : موحد فرخ نیا   کارگردان: مجتبی خوش صفت

بازیگران: فتانه ترابی      مجتبی خوش صفت  سمیرا محمدی         سعید شکریان

طراح صحنه : سعید شکریان جم

مدیر صحنه: امیر توحیدی

موسیقی: موحد فرخ نیا

طراح پوستر و بروشور: اشکان جنابی

دومین جشنواره نمایشهای کوتاه غرب کشورـخرم آبادـتیرماه ۱۳۸۲

با تشکر از : لیلی عباسی   مصطفی چیت ساز  امیر توحیدی و...

راز سنگ یک کار کاملا تجربی بود در حدی که داوران و تماشاچیان خاص هم گیج شده بودند در واقع به جرات میگم اثری کاملا آوانگارد بود    نقد و بررسی این اثر نیز یکی از شیرین ترین خاطره هاست 

البته در مجموع خود خوش صفت از این کار راضی نیست و خدا را شاکر است  که در هیچ جای دیگر اجرا نشد حتی همدان 

متاسفانه عکسها همه سوخت و فیلم کار هم در لرستان مفقود شد احتمالا طرفداران آنرا مفقود کرده اند

خلاصه: عاشقی بعد از مردن معشوقش به مجنونی خطر ناک مبدل میشود که زنها را میکشد ... در نهایت سر به بیابان میگذارد و به تخته سنگی میرسد... 

لحظه به لحظه باید یافت یکدیگر را

 کسی راز مرا داند     که از اینسو به آنسویم بگرداند

 

2 نوشته شده در  جمعه 1384/05/28ساعت 5:26 بعد از ظهر  توسط باباجون | 
مردم ازاین همه خوشی
گروه نیلوفر امسال بیشتر درگیر نمایش خاک وخون است ولی مشکلات زیاده

پای خوش صفت تازه خوب شده ولی براحتی نمیتونه جستو خیز کنه نقش امسالش هم خیلی سخته طفلکی حامد هم تو تمرینها از ناحیه قفسه سینه آسیب دید مسعود دولتیاری که مشکوکه هیچ معلوم نیست کجاست امیر توحیدی داره از همدان میره و بقیه بچه ها هم به نوعی نیستن و یا سرشون یه جا گرمه

امیر عزیزی هم که در گیر کارهای تهرانه و امکان داره فقط برای جشنواره بیاد تازه شاید هم نیاد

بچه ها از راست: علی رجبی لیلی عباسی مجتبی خوش صفت حامد ترابی امیر توحیدی مسعود دولتیاریو علی مرادی( مسئول سالن)

خوش صفت در گیر کارهای سفرشه ممکنه خیلی زود برای چند سال نبینیدش

انجمن هم که فعلا در گیر کارهای حاشیه ایه که دوستان بوجود آوردن

خلاصه امسال یه ذره اوضاع قمر در عقرب تر از هر ساله

اوضاع سالن تمرین تا حالا افتضاح بوده وطراحی صحنه کلی خرج بر می داره طراحی لباس و آکساسوار که دیگه هیچی یکی از طراحامو دستش شکسته و الان اکثر کارها رو خوش صفت به خانم عباسی سپرده 

 ولی عیب نداره میسوزیم و میسازیم

 

2 نوشته شده در  پنجشنبه 1384/05/20ساعت 10:54 قبل از ظهر  توسط باباجون | 
توت فرنگی
  • توت فرنگي .

تجربه اي ديگر

توت فرنگي تجربه اي هم در زمينه نويسندگي بود وهم کارگرداني  قصه آنقدر ساده بود که فکر نميکرديم به يک نمايشنامه تبديل بشه خوب اتد هاي زيادي زديم و در نهايت جوابگوي يک اجراي ايده آل شد در واقع از هيچ چيز همه چيز ساخته شد البته تکنيکهايی بايد مياموختم که آموختم  در واقع پرورش يک پاراگراف  سه ـچهار خطي خيلي مشکله

توت فرنگي با بازي  ليلي عباسي  حامد ترابي   مجتبي خوش صفت

نويسندگي و کارگرداني   :  مجتبي خوش صفت

طراحي صحنه و نور:امير عزيزي

موسيقي : مجتبي خوش صفت

پوستر و بروشور: راضيه پاشايي و سيما پي نبرد

عوامل فني و صدا: مسعود دولتياري

توت فرنگي داستان مشکلات قبل و بعد از ازدواج دو جوانه که بصورتي فانتزي و طنز مطرح ميشه و شخصيت سومي هم هست که ماهيت واقعيش هيچوقت معلوم نمي شه( مزاحم) که به اين مشکلات دامن ميزنه در نهايت مشکلا ت ريز ودرشت حل ميشه و زن و شوهر به يک زندگي ايده آل نزديک ميشن

بعد روانشناسي داستان نيز تقويت شد بطوريکه فکر ميکنم اگه کسي که کار رو تا آخر نديده ديگه ازدواج نمي کنهاين کار هم طرفدار و مخالف زياد داشت به صورتي که تماشاچي يا گل مياورد يا قرقر کنان از سالن ميرفت بيرون

تو طراحي صحنه ما يه تور داشتيم که مزاحم  بايد روي اون بازي ميکرد اما بخاطر مشکلات سالن در جشنواره ما مجبور شديم تور رو برداريم و مزاحم روي زمين باشه روز جشنواره دقيقا بداهه کاري شد ولي  شکر خدا لطمه اي بکار نخورد چون کارگردان نقش مزاحم رو بازي ميکرد و ميزانسنها رو هم خودش داده بود لبته فکر همچین شزایطی رو هم کرده بود

usih  

 

2 نوشته شده در  چهارشنبه 1384/05/19ساعت 7:53 قبل از ظهر  توسط باباجون | 
بازی بزرگان

و اما بازي بزرگان...

 

برنده جوايز متن کارگرداني بازيگري مرد اول ودوم بازيگري زن پوستر و بروشور  موسيقي طراحي صحنه  طراحي لباس

 

بازي بزرگان در دو اپيزود متفاوت  ۱کلاسيک(شواليه گري و قرون وسطي)

                                          ۲طنز(جنگ جهاني دوم)

 

 خلاصه:اپیزود اول را میتوان به دوره جنگهایه صلیبی و شوالیه گری مربوط کرد هرچند زمانش مهم نیست و مکانش هم

شوالیهای در اولین روزهایه ازدواجش راهیه جنگ میشود او مغرب امپراتور است و همین مسئله باعث حسادت سرداری دیگر میشود که در نهایت با خیانت به شوالیه او را تنها در میان لشگر دشمن تنها میگذارد و هیچوقت هم راز این ماجرا فاش نمیشود

اپیزود دوم:در جنگ جهانی دوم اتفاق میافتد سه سرباز که هر کدام به دلیل احمقانه ای به جنگ کشیده شده اند و هیچ یک هم نمیدانند که برایه چه باید آدم بکشند تا اینکه روستایه یکی از این سه توسط آلمانها اشغال میشود و متحدین مجبور میشوند برایه جلوگیری از پیشروی المانها روستا را بمباران کنند

 

 

فضایه اپیزود دوم به پیک نیک در میدان جنگ آرابال نزدیک است ولی با مضمونی دیگر  یعنی خیلیها آن نمایش را یاد آوری میکردند ولی الحمدالله کسی نگفت این را از زویه ان نوشتی و از این حرفهایه همیشگی چون در نهایت اصلا ربطی به آن نمایش نداشت

 

بازي بزرگان موج دوگانه عظيمي بوجود آورد يک عده کاملا موافق بودند يک عده کاملا مخالف يک نفر از بازي اشکان تعريف مي کرد خوش صفت رو فحش مي داد يکي ديگه برعکس از بازي حامد خوشش اومده بود اشکان رو نقد مي کرد خلاصه يک نفر از اپيزود اول خوشش ميومد يک نفر از دومي

 

اين قضييه حتي در مورد داور ها و تماشاچيان خاص هم وجود داشت مثلا داور همدان قسمت اول رو يک قسمت تکراري و خسته کننده مي دونست واز قسمت دوم خيلي خوشش اومده بود

 

داور منطقهاي بر عکس يکي از داوران ميگفت اپيزود اول خيلي مرتب و اصولي وزيبا بود يه دفعه از اپيزود دوم شما شروع کردين فحش دادين آقاي ... هم حساس(البته اين فحشها از خفه شو متجاوز نبود ولي احتمالا آقاي فلاني که اسمشو نميبرم با نقش اصلي همزاد پنداري کرده بوده و قلب پاکشون بخاطر خفه شو جريحه دار شده )اتفاقا از آن به بعد همين استاد چنان تيشه به ريشه گروه نيلوفر زد و شمشير از رو بست که من مجبور شدم کل بچه ها رو بخاطر مقابله به مثل به باشگاههاي رزمي و غيره بفرستم  از شانس بد هر جشنواره اي هم که از اون به بعد رفتيم ايشان داور بود

 

در جلسه نقد و بررسي هم استاد چيني فروشان چنان کرد که پشيمان شديم از تاتر کار کردنمان  بحث اصليش سر اين بود که چرا به جنگ بنظر طنز نگاه کرديد البته در نهايت اشکان گفت که در پيک نيک در ميدان جنگ هم همين نظر رو آرابال داره خلاصه ايرادهاي بني اسرائيلي زيادي گرفت و تقريبا همه اعتقادي و سليقه اي

 

در کل کار بازي بزرگان تجربه خوبي بود که فراموش نمي شود ومن اين درس را گرفتم که داوريها همه سليقه است ومن بيش از هر کس به سليقه خودم و اعضاي گروه احترام مي زارم

2 نوشته شده در  چهارشنبه 1384/05/19ساعت 7:33 قبل از ظهر  توسط باباجون | 
حباب
حباب (با موضوع اعتياد) شرکت در جشنواره پيشگيري از اعتياد

 

نمايشي در۳اپيزود که در اين سه قسمت به بيان راههاي ابتلا به اين بيماري روحي و جسمي مي پرداخت دانشجويي در  جريان تحقيقاتش براي پايان نامه اي با عنوان  اعتياد جرم نيست وبيماريست  به مصاحبه با سه نفر از سه قشر مختلف مي پردازد

۱سياوش فخر: ( دانشجو)با بازي حامد ترابي

۲سروان علي معرف:(افسر دايره مبارزه با مواد مخدر) با بازي علي رجبي

۳رضا حيدري(شاگرد مکانيک)با بازي مجتبي خوش صفت

 

نويسنده و کارگردان: مجتبي خوش صفت

دستيار کارگردان: ليلي عباسي

آهنگساز:حميد اسماعيل زاده

نوازندگان:حميد اسماعيل زاده    مسعود دولتياري    امير توحيدي

 

تنظيم موسيقي: مجتبي خوش صفت

طراح نور وصحنه: امير عزيزي

صدا و عوامل فني: مسعود دولتياري

با تشکر از:امير توحيدي   سعيد شکريان    سيامک مخزني وکليه اعضا گروه نيلوفر

 

2 نوشته شده در  چهارشنبه 1384/05/19ساعت 7:23 قبل از ظهر  توسط باباجون | 
فعالیتها گروه
فعاليتهاي گروه نيلوفرهمدان

سال۸۱ـافسون معبد سوخته  نويسنده:نغمه ثميني  کارگردان مجتبي خوش صفت

  سال ۸۲ـ راز سنگ               نويسنده: موحد فرخ نيا کارگردان مجتبي خوش صفت

سال۸۲ ـ  بازي بزرگان             نويسنده و کارگردان: مجتبي خوش صفت

سال۸۳ ـحباب                        نويسنده و کارگردان: مجتبي خوش صفت

  سال ۸۳ـتوت فرنگي              نويسنده و کارگردان: مجتبي خوش صفت

نمايشهاي در حال آماده سازي : خاک و خون (روايتي از حمله مغول)

                                          طويله

                                     عشق  خاک

                                                            

2 نوشته شده در  چهارشنبه 1384/05/19ساعت 7:17 قبل از ظهر  توسط باباجون | 
افسون معبد سوخته(81)

  معرفي فعاليتهاي گروه نيلوفر  (سال ۸۱)

 افسون معبد سوخته    نويسنده :نغمه ثميني کارگردان:مجتبي خوش صفت

بازيگران:راحله گمار (يين)  مصطفي چيت ساز(جوان ) مجتبي خوش صفت( يانگ)

بازيسازان:امير توحيدي /امير تهراندوست/امين رضايي/ليلي منتشلو/سميرا پاشايي/سميرا محمدي/مرجان مرداني/نوید سلطانی

 

طراح لباس ومدير صحنه:ليلي عباسي طراح نور:امير عزيزي

موسيقي:حميد اسماعيل زاده/ موحد فرخ نیا/عباس رمضانپور/ ليلي عباسي   طراح صحنه :مجتبي خوش صفت

یین ویانگ نمادهای پلیدی و روشنی چون مهر وکین زرتشت نماد ضدیت ویا بهتر بگوییم وحدت ضدین است یین( زن  سنبل تاریکی و یانگ مرد نماد روشنیست)

خلاصه: زنی در معبد مقدس آبنوس به مراقبه مشغول است که صدایی توجه اش را جلب میکند وقتی بیرون معبد را مینگرد دو مسافر را میابد اولی خود را شمن زنی معرفی میکند که به همراه نوآموزش در جنگل گم شده و پناهی ندارد ...

بجنب ای گور باد خزان صدای گریه من است

نمایشنامه افسون معبد سوخته سراسر ایهام و نماد و نشانه است که درک آن نیاز به مطالعه عمیق فلسفه شرق دارداز اسم شخصیتها یین و یانگ گفته تا آشنایی با مکتب نیلوفر

خانم دکتر نغمه ثمینی ( دکترای پژوهش تاتر از فرانسه) شاهکار خود را ابتدا به گروه تاتر تجربه تهران ارزانی میکند و سپس این نمایشنامه برای دومین بار توسط گروه نیلوفر همدان در جهاردهمین جشنواره تاتر به روی صحنه رفت

از دیگر آثار استاد نغمه ثمینی میتوان به

طابوت ساز خیابان چهل و پنجم

رازها و دروغها

ژولیوس سزار وچندین نمایشنامه قدرتمند دیگر اشاره کرد که جملگی در جشنواره های داخلی و خارجی از اهمیت و موفقیتهای بسیاری برخوردار شده اند

این کار اولین تجربه جدی گروه بود و پس از آن نام گروه نیز بدلیل نزدیکی با هدف مکتب نیلوفر/ نیلوفر شد

 

2 نوشته شده در  چهارشنبه 1384/05/19ساعت 7:10 قبل از ظهر  توسط باباجون | 
دوستان وتاتر

  راستي علي رجبي يکي از رفيق شيشهاي بنده داره نمايش طويله رو کارگرداني ميکنه مشکلات اون طفلکي هم زياده

?  وضعيت تالار

?فوت برادر آقاي کيانوش بهروز پور( کيانوش جان تسليت عرض ميکنم)

? لوس شدن برخي از بازيگران به طرق مختلف البته فقط بعضي مثل ...

?واخريش هم مريضي سخت پدر علي ( که ما همگي براي سلامتيش دعا ميکنيم)

علي جان رو ما حساب کن

2 نوشته شده در  چهارشنبه 1384/05/19ساعت 6:34 قبل از ظهر  توسط باباجون | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
معرفی گروه نیلوفر در این وبلاگ صورت میگیرد البته عکسها بدلایلی فعلا نمایش داده نمیشود
در مورد نمایش خاک وخون هم فعلا چیزی ننوشتیم تا بعد

نوشته های پیشین
86/02/01 - 86/02/31
84/09/01 - 84/09/30
84/05/01 - 84/05/31
پیوندها
تاتر نیلوفر
  ساشا
  کابوکی
  دوات (ادبی)
  مانیها شعر معاصر
  داستانهای چخوف
  محمد یعقوبی
 
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

باباجون